تبليغاتX
.....۩۩ عطر نماز ۩۩.....

سلام دوستان عزیز

آدرس جدید این وبلاگ

ستاد اقامه نماز 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 18:28  توسط شاملو  | 

 « نماز در کلام امير مومنان علي عليه السلام»

وصف نماز را بايد از کسي شنيد که خود به راستي اقامه کننده آن بود . کسي که نماز با تک تک سلولهاي مبارکش عجين شده و آن را با  تمام وجود برپا مي نمود .

 

ذره ذره خاک مدينه ، مکه ، کوفه هر جايي که ايشان قدم نهاده است ، گواه راز و نيازها و نمازهاي حقيقي آن بزرگوار است . هنوز پژواک نواي دلنشين مناجات امام علي (ع) در جان هستي طنين انداز است . پس گوش جان به فرموده هاي آن امام همام مي سپاريم ، تا آداب قيام به نماز را که ستون دين است ، فرا گرفته و عامل به آن باشيم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 17:48  توسط شاملو  | 

اميرالمؤمنين على(عليه السلام)
پرتوى از سيره و سيماى اميرالمؤمنين على(عليه السلام)

اميرالمؤمنين على(عليه السلام)، چهارمين پسر ابوطالب، در حدود سى سال پس از واقعه فيل و بيست و سه سال پيش از هجرت در مكّه معظّمه، از مادرى بزرگوار و باشخصيّت، به نام فاطمه، دختر اسد بن هشام بن عبدمناف ، روز جمعه سيزده رجب در كعبه به دنيا آمد.
على(عليه السلام) تا شش سالگى در خانه پدرش ابوطالب بود.
در اين تاريخ كه سنّ رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از سىسال گذشته بود در مكّه قحطى و گرانى پيش آمد و اين امر سبب شد كه على(عليه السلام) به مدّت هفت سال در خانه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، تا اوّل بعثت، زندگى كند و در مكتب كمال و فضيلت آن حضرت تربيت شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 10:2  توسط شاملو  | 

دربحار الانوار جلد36 صفحه 194 و کمال الدين صفحه 178 و عيون الاخبار الرضا سلام الله علیه صفحه 25 آمده است:

 

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) فرموده: در اين صحيفه اسامي اماماني ثبت شده است که همه از فرزندان من مي باشند اي جابر!اگر نهي نشده بود که غير از ما آن را ننگرنداجازه مي دادم که مطالعه نمايي ، هيچ کس حق ندارد اين صحيفه را مطالعه کند مگر رسول خدا يا وصي پيامبر (صلي الله عليه و آله) يا اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله).

 

جابر نقل مي کند : خدمت حضرت زهرا (سلام الله عليها) رسيدم صحيفه نوراني را ديدم پرسيدم چه کتابي است ؟ فرمود: اين کتابي است که خدا آن را به پيامبر (صلي الله عليه و آله) اهدا فرمود؛در اين کتاب نام پدرم و شوهرم و اسم دو فرزندم و اماماني که همه از فرزندان من مي باشند وجود دارد، رسول خدا آن را به من عطاء فرمود، تا خوشحالم کند.

 

جابر گفت: دوازده نامي که در اين کتاب است چه کساني مي باشند؟ حضرت فرمود: اين نام هاي جانشينان پيامبر ، اول آنها علي (عليه السلام ) و يازده نفر ديگر که همه از نسل من مي باشند و آخر آنهاحضرت قائم (عليه السلام) است.

 

جابر مي گويد: درست که نگاه کردم ديدم که نام محمد در سه جا و نام علي در چهار مورد ثبت شده است.

 

لازم به ذکر است عرض کنم مطالب و مباحث صحيفه حضرت زهرا (سلام الله عليها) جزو اسرار الهي بوده و فقط در اختيار اهل بيت پيامبر (صلي الله عليه و آله) قرار داشت ، اما برخي از اصحاب رسول خدا مانند جابر بن عبدالله انصاري با اجازه حضرت زهرا (سلام الله عليها) فقط از مباحث کلي آن تاحدودي اطلاع پيدا کرده و يا برخي از صفحات آن را ديده اند.

لینک مطلب

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 9:48  توسط شاملو  | 
حالا بر خواسته ام!
چه ها می بينم؟
چه دنيايی است!چه زمينی چه آسمانی....!
ديگر زمينی نيست و همه آسمان است !
هستی سردری است آبی رنگ ! ملکوت فرود آمده است ! ماورا پرده بر انداخته است! آسمان بهشت بر چشمهای مجذوب من به لبخند بوسه می زند. آسمان های عرش خدا در قطره گرم اشک من غوطه می خورد ....
چه آسمانهايی !
به پهنای عدم ! به جلال خدا! به گرمای عشق! به روشنايی اميد ! به بلندی شرف! به زلالی خلوص! به آشنايی انس به پاکی شکوه زيبا و مهربان دوست داشتن...!
چه می گويم؟
کلمات تنبل و عاجز و آلوده را کجا می برم؟ خاموش شويد ای کلمات ! از چه سخن می گو ييد؟
و من اکنون در آستانه دنيايی ايستاده ام که در برابرم آنچه از آن دنياي خورشيد و خاک و زندگی به چشمم می آ يد سکوت است و بس....

"دکتر علی شریعتی" 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 9:39  توسط شاملو  | 

 

فرخنده میلاد با سعادت بی بی دو عالم حضرت زهرا (س)

را تبریک عرض می نماییم

 

فاطمه کیست؟

خواستم که بگویم: فاطمه دختر خدیجه بزرگ است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم که بگویم: فاطمه دختر محمد (ص) است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم که بگویم: فاطمه همسر علــی است. دیــــدم که فاطمه نیست.
خواستم که بگویم: فاطمه مادر حسنیــن است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم که بگویم: فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.
نه اینها همه است و این هــمه فاطمه نیست؛ فاطمه، فاطمه است.

دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 18:15  توسط بهمن قرباني  | 

يك برگ كاغذ كه مثل برف سفيد بود گفت : من پاك و سفيد و تميز آفريده شده ام و تا ابد هم همين طور خواهم ماند . من ترجيح مي دهم كه بسوزم و به خاكستري سفيد تبديل شوم . تا اين كه به سياهي اجازه دهم به من نزديك شود و مرا پر از لكه و تيرگي كند .

شيشه مركب حرفهاي كاغذ سفيد را شنيد و در دل سياه اش بر او خنديد اما جرات نكرد به او نزديك شود . مدادهاي رنگي هم كه حرفهاي كاغذ را شنيده بودند هرگز به او نزديك نشدند و به اين ترتيب كاغذ سفيد همانطور كه مي خواست سفيد و پاكيزه مثل برف باقي ماند .

اما پوچ و بيهوده و بي مصرف!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 16:27  توسط بهمن قرباني  | 

هرموج دریا مثله آغوشی که که دریا روبه ساحل بازمی کنه تا ساحلو بغل بگیره و بگه چقدر دوسش داره.اما ساحل اونقدر آلوده و دلبسته ی این دنیا شده که دیگه به دریا توجه نمی کنه اون دلبسته ی بارون شده فکر میکنه بارون دوسش داره که سرشو رو شونه ی ساحل میذاره نمیدونه که بارون اگه دریا نباشه نمیباره نمیفهمه بارون به خاطر اون نمیباره نمیدونه این خاصیت بارونه که برای همه میباره ساحل روشو کرده اونور تا دریا رو نبینه!
اما بعضی وقتا که بارون بی وفایی میکنه نمی باره ساحل تنها میشه یاد دریا میفته که چقدر مهربونه اما اونموقع خجالت میکشه و بر نمیگرده آخه اون برای اینکه محبت دریا رو بفهمه خیلی کوچیکه اون نمیتونه دریا رو درک کنه!
اما این دریاست که بی دریغ و بی خستگی موج میفرسته تا نشون بده هنوز منتظره ساحل برگرده تا شاید ساحل یادش بیاد از کجا اومده اما ساحل...!
موجهای دریا مثل رحمت و محبت بی انتهای خداست.خدایی که با وجود این همه گناه که ما آدما رو زمین انجام میدیم بازم دوسمون داره و منتظره ماست منتظره تا ما عهدمون یادمون بیاد منتظره ما به ته راه فکر کنیم و برگردیم.خودش راهها رو نشون داده خودش راه رو روشن کرده اصلا خودش خودشو نشون میده تا متوجه آغوش همیشه باز او بشیم تا یبارم ما تو آغوشش غرق بشیم. این همه پیامبر و کتاب و حجت،این همه محبت و معجزه و صبر این همه نعمت اما ما آدما...!
ما آدما بهونمون چیه که گم شدیم تو پیچ و خم زندگی!
خدایا نمیخوام تو بعد زمان و مکان این لاشه ی خاکیه دنیا نام اسیر بمونم و گم شم یادم نیاد این دنیا هست چون تو هستی!

 

لینک منبع:خدا از بس که پیداست نا پیداست

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 9:51  توسط بهمن قرباني  | 

فلسفه ونماز اسرار

هدف از نماز خواندن چیست و چرا باید در زمان های خاصی آن را به جا آورد؟

در نماز راز و رمز و اهداف چندی نهفته است و بدون آن که نماز در قالب و زمان حاص انجام شود آن اهداف تأمین نمی شود.

الف) یاد و ذکر خدا؛ زیرا انسان موجود فراموش کاری است. بنابر این هر چند ساعت یک بار، با خواندن نماز، خدای سبحان را یاد کرده و متذکر وجود لاینتاهای او می شود.

ب) وقتی انسان متذکر خدا بود و خدا را مراقب خویش دید، قهراً از انجام گناه و منکرات شرم و حیا می کند. بنابراین یکی از اهداف نماز، جلوگیری از فحشا و منکرات است: «ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر».

ج) عبودیت و خشوع و خضوع در پیشگاه مقام ربوبیت؛ به طور مؤدب ایستادن، دکوع کردن، جبین بر خاک ساییدن، سجده و بشستن دو زانوو...همه نشانه های خضوع است. و این حقی است از سوی خدای سبحان که هر انسانی موظف به ادای آن است. توجّه داشته باشید که همین خشوع و خضوع، به تدریج در روح و جان ما اثر گذاشته و انسان را در برابر سایر افراد متواضع می کند. امام علی (ع) می فرماید: «من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعاً؛ خدای سبحان نماز را مقرر داشت تا پیشانی از روی تواضع به خاک مالیده شود»،(نهج البلاغه- خطبه 192 «قاصعه»). حضرت فاطمه (س) نیز می فرماید: «جعل الله الصلاة تنزیها لکم من الکبر؛ خداوند نماز را مقرّر داشت تا دامن انسان را از کبر و منیّت پاک گرداند».( بحار الانوار 29 ص 223.)

د) تشکیل جماعت ها؛ ویل دورانت می نویسد: «بر هیچ انسان منصفی پوشیده نیست که شرکت مسلمانان در نمازهای جماعت روزانه، چه اثر خوبی در وحدت و تشکّل آنها دارد. با کمی دقت می توان دریافت که در سایه همین جماعت ها و جمعه ها است که انسجام و انحادی در اقشار مختلف ایجاد می شود و در سایه آن برکات و ارزش هایی وجود دارد. از کارهای عمرانی یک منطقه گرفته تا راه حل سایر مشکلات افراد و جامعه».

ه) شادابی روح انسان؛ نماز در ساخت روح انسان، همان نقشی را ایفا می کند که نرمش و ورزش در ساخت جسم انسان ایفا می نماید. اگر کسی ورزش را برای مدت طولانی ترک کند، کم کم بدنش دچار یک نوع سستی و کسالت می شود و چه بسا سلامت خود را از دست بدهد.

بنابراین انسان باید روزانه یا لااقل هفته ای چند ساعت، به راهپیمایی و ورزش بپردازد تا به تدریج جسم را سالم و شاداب سازد. روح انسان نیز چنین نیازی دارد، باید هر روز این نیایش و سرود مذهبی و اسلامی تکرار گردد تا به تدیج سلامت و شادابی روح انسان در سایه یاد حق احراز گردد.

خلاصه آن که اهداف نماز- که دارای ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است بدون این که نماز در زمان معین و با نظم خاص انجام شود، تامین نمی گردد.

2- چرا در اسلام این همه به نماز سفارش شده است؟

اهمیت نماز در بین همه دستورهای درخشان اسلام، بدین جهت است که:

نماز روح انسان ها را به مبدأ هسبی بخش مرتبط و متصل می کند و با این ارتباط، روح و جان آدمی را زنده، با نشاط و آرام می سازدو او را برای انجام سایر تکالیف و وظایف فردی و اجتماعی آماده می کند. از این رو می توان گفت: نماز موتور محرکه سایر اعمال و دستورات اسلامی هم هست؛ زیرا کسی به نماز اهمیت بدهد، به سایر تکالیف هم اهمیت خواهد داد و آها را با نیت صحیح و خالص به جا خواهر آورد. اما اگر کسی نماز را برای خدا نخواند، معلوم نیست عمل دیگری را برای خدا انجام دهد. شاید بتوان گفت که چنین فردی سایر اعمال را هم یا انجام نمی دهد و یا با نیت صحیح انجام نمی دهد و بهره ای از آنها نمی گیرد.

خواندن نماز علاوه بر آن که انجام یک دستور و یک واجب الهی است، خود مانع از انجام زشتی ها، خلاف ها و گناهان دیگر است و یک نمازگزار واقعی از فحشاو منکرات به دور است و این خاصیت بازدارندگی نماز را (ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر) بقیه اعمال و دستورات اسلامی ندارند.

نماز، از بعد سیاسی، مسلمین سراسر حهان را هر روز به سمت قبله و مردم هر شهر و روستا را در جماعات مساجد، متحد و منسجم می کند و به جمعیت مسلمانان شکوه و عظمت اقتدار می بخشد. و این خاصیت نماز، بدین صورت فراگیر و روزانه در هیچ عبادنی دیگر یافت نمی شود. البته در مراسم حج، مسلمانان گرد خانه طواف می کنند و متحد و منسجم می شوند؛ اما حج سالی یک بار و برای افرادی است که استطاعت ایت سفر ار دارند؛ ولی نماز هر روز و برای همه افراد است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 23:50  توسط بهمن قرباني  | 

آموزش نماز

 

فهرست

 مقدمه

1 - چرا نماز بخوانيم؟

2 - چگونه نماز بخوانيم؟

3 - نمازهاي شبانه روزي

4 - چه کساني بايد نماز بخوانند؟

5 - سن بلوغ

 

وقت نماز

6 - وقت نمازهاي پنچگانه

7 - نماز صبح

8 - نماز ظهر و عصر

9 - نماز مغرب و عشا

10 - وقت نمازهاي غير هميشگي

 

آمادگي براي نماز

11 - وضو

12 - چگونه وضو بگيريم؟

13 - احکام وضو

14 - وضوي جبيره اي

 

غسل و تيمم

15 - غسل ترتيبي

16 - غسل ارتماسي

17 - تيمم

 

احکام متفرقه

18 - لباس و مکان نمازگزار

19 - احکام مسجد

20 - قبله

21 - اذان

 

نماز

22 - کيفيت نماز

23 - خلاصه نماز

24 - احکام نماز

25 - نماز جماعت

26 - نماز جمعه

27 - نماز مسافر

28 - نماز آيات

29 - نماز بر ميت

30 - نمازهاي مستحبي

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 11:29  توسط شاملو  | 

شروع نماز

تکبيرة الاحرام

"نماز" با گفتن "الله اکبر" آغاز مي شود، گفتن "الله اکبر" در آغاز نماز به معناي جدايي از غير خدا و پيوستن به اوست.

اعلام بزرگي پروردگار و دوري جستن از تمام قدرتهاي دروغين است.

با اين تکبير به حريم نماز وارد مي شويم و برخي کارها بر ما حرام مي شود.

هنگامي که نماز را شروع مي کنيم بايد متوجه باشيم که چه نمازي را مي خوانيم؛ مثلا نماز ظهر است يا عصر و آن را تنها براي اطاعت فرمان خداوند بجا آوريم که اين همان "نيت" است و از اجزاي اصلي نماز به شمار مي آيد.

 از آغاز تا پايان نماز بايد از اين کارها که نماز را باطل مي کند بپرهيزيم:

1- خوردن و آشاميدن.

2- روي از قبله برگرداندن.

3- سخن گفتن.

4- خنديدن.

5- گريستن.

6- بهم زدن صورت نماز. مثل راه رفتن.

7- کم يا زياد کردن اجزاي اصلي نماز؛ مانند رکوع.

هنگام گفتن "الله اکبر" مستحب است، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببريم.

 

قرائت

پس از گفتن "الله اکبر" سوره حمد را مي خوانيم:

بسم الله الرحمن الرحيم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 11:25  توسط شاملو  | 
رساله امام خمینی

رساله ایت الله خامنه ای

 رساله ایت الله مکارم شیرازی

رساله محمد تقی بهجت فومنی

رساله ایت الله اردبیلی

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 15:10  توسط بهمن قرباني  | 

ايجاد آمادگي روحي و بسترسازي معنوي از آداب بسيار ضروري دعا مي باشد كه اتفاقاَ عنايت كمتري به آن مي گردد اين مقدمات را مي توان د ردوبُعد سلبي و ايجابي دسته بندي نمود. بخشي براي تطهير دل و جان و بخش ديگر براي فضاسازي روح و روان .

طهارت روح (مقدمات سلبي)

دوري از ريا و خودنمايي

انتخاب زمان مناسب

گزينش مكان مناسب

غنيمت شماري بعضي از حالات
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 1:40  توسط بهمن قرباني  | 

يكي از زيباترين جلوه هاي ارتباط عاشقانه با خدا و اساسي ترين راه هاي سير و سلوك ، ذكر است؛ يعني مترنّم بودن زبان و قلب انسان به اسماء حُسناي الهي و شاداب نگه داشتن گل روح در زيرباران ياد حق.

ذكرخدا، از يادبردن هستي محدود خويش در رهگذر ياد اسماي الهي است و تداوم و استمرار آن زنگار گناهان را از روي دل مي زدايد؛ زيرا غفلت و فراموشي حق تعالي ، ساحت دل را مكدّر مي كند.

ذكرخدا ارتباط معنوي عبد سالك با ربّ مالك است و اين انسان است كه نبايد خود را وقف زندگي مادي كند و مقصد را درخود و دنياي خود محدود سازد، بلكه بايد خود را براي سفر پرفراز و نشيب ابدّيت آماده و مهيّا كند.

درمجموع ذكر خداوند آثار و ثمرات اعجاب آور و باشكوهي دارد كه هريك از آنها در سازندگي روحي و اخلاقي انسان تأثير به سزايي دارد. اين آثار عبارتنداز:

1- ياد خدا نسبت به بنده

اولين اثر ياد خدا اين است كه خداي متعال نيز انسان را ياد مي كند. «مرا يادكنيد تا شمارا يادكنم ». از اينكه دراين آية شريفه ياد خداوند متعال ، منوط به يادكردن بنده شمرده شده است، يك نكتة دقيق فهميده مي شود و آن عبارت است از تصور دونوع ذكر از طرف خدا؛ الف : ذكر عامّ    ب: ذكرخاصّ.

ذكر عامّ عبارت از هدايت عام الهي است كه شامل تمام موجودات مي باشد و اختصاص به گروه خاصي ندارد و شاهد آن آثار ذكر عام الهي در پهنة گيتي مي باشد. و آن اعطاي مواهب و عطاياي گوناگون خداوند به تمام ممكنات مي باشد و اين ياد همگاني كه فيض مستمرالهي است ، هرگزقطع نمي شود. اما ذكرخاص به بندگان خاص و ذاكر تعلق دارد و يك نوع توجه و لطف از جانب خداوند متعال.

2- روشني دل

خداوند؛ ذكرخويش راموجب نوراني شدن وبيداري دل ها مي داند. مردن دل وافسردگي ازهولناك ترين سيه روزي هاست.

يكي از موثرترين عوامل علاج مرگ دل و احياي دوبارة آن، پناه بردن به ذكر خداست؛ ذكرحق نور است و مداومت درآن ، قلب را از تاريكي و نااميدي و قساوت نجات مي دهد؛ شفافيّت و لطافت و درك و شور و عشق به آن مي بخشد و گرمي و تپش و نشاط تازه در آن مي دمد.

 

3- آرامش قلب

سومين اثري كه براي يادخدا بيان مي شود آرامش دل آدمي است. به تعبير قرآن طمأنينه و سكون قلب از جمله آثار مستقيم ياد خداست. كساني كه ايمان آورده اند و دل هايشان به ياد خداست، بدانيد تنها با ياد خدا دل ها آرام مي گيرد.

ياد خدا داروي معنوي اضطراب و افسردگي است كه ازنظر روانشناسي علل آن ترس، آيندة مبهم، نگراني از شكست خوردن ، ترس از بيماري ها و نگراني از عوامل طبيعي مي باشد. قرآن مجيد تنها  نسخة شفابخش اضطراب را ياد خدا مي داند و تنها پاسخ نداي فطرت را ذكر خدا مي بيند. ولي مقصود ذكر قلبي است نه ذكر زباني؛ زيرا قرآن كريم آن ذكر زباني را كه با ذكر قلبي همراه نيست ، ممدوح         نمي شمارد بلكه مذموم مي داند. در بارة نماز مي فرمايد: «نماز را با ياد من اقامه كن». و در سورة ماعون مي فرمايد: «واي برنمازگزاراني كه از نمازشان غافل اند.» معلوم مي شود اگر كسي نماز بخواند، هرچند كه ذكر خدا برزبانش جاري است ولي غافل باشد و نداند چه مي گويد ، كارش زار است.

4- خشيت و ترس از خدا

ازجمله آثار يادخدا براي مومنان ، خداترسي و خشيت مي باشد. قرآن دراين زمينه مي فرمايد: «تنها مومنان هستند كه هرگاه يادخدا به ميان آيد، دل هايشان ترسان شود».

5- بصيرت يافتن و شناخت شيطان

يكي از عوامل اصلي سقوط انسان و سيه روزي او، افتادن به دام هاي ناپيداي شيطان است و ذكر حق به انسان بصيرتي مي دهد كه وسوسه هاي پنهان و دام هاي ناپيداي شيطان را به سهولت بشناسد و در دام او نيفتد.

6- بخشش گناهان

از آثار و ثمرات اخروي ياد خداوند ، مغفرت الهي مي باشد كه شامل حال يادكنندگان خدا مي گردد و اضافه برآن ، خداوند وعدة اجر و پاداش بزرگ نيز به ايشان داده است.

7- حكمت و علم

يكي ديگر از ثمرات ذكر ، پختگي عقل و كمال و حكمت است. ذكر باعث فروزان شدن قوة ادراك انسان و جوشش فكر و انديشه مي شود. جان فرد شايستگي اين را پيدا مي كند كه منعكس كنندة حقايق غيبي درخود گردد و خداوند به انديشه و عقل اين افراد مدد رساند.

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 1:39  توسط بهمن قرباني  | 
زير چشمانش گود افتاده بود و مادر، نگران به صورت جوانش

مىنگريست دست هاى مجيد بىحال روى پتوى سبز رنگ بيمارستان

افتاده بود. زلف پريشانش بوى همه جا را مىداد بوى باروت ، بوى

حماسه ، نگاهى معصومانه و آرام به مادر مىكرد با اشاره آب خواست

براى وضو، مادر رفت . و بعد از دقايقى برگشت ، ظرفى آب آورد، با

كمك مادر وضو گرفت ، مادر براى بردن ظرف آب از اتاق خارج شد،

وقتى د وباره برگشت مجيد صورتش خيس وضو بود و در میان پتوى

سبزبيمارستان شهادتين را گفت و به لقاء محبوب رسيد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 1:35  توسط بهمن قرباني  |